قدم

در زیر باران...

گریان به سویی می روم...

دل شکسته...خسته....تنها...

رعدوبرقی می زند...

آسمان روشن می شود...

صدای پاییز را می شنوم... صدای خش خش برگ ها به زیر پا...

نا امیدم از زندگی....برام محم نیست که به کجا می رسم...میمیرم یا زنده می مانم..

 

 

/ 5 نظر / 9 بازدید
سمن

من عاشق پاییزم[گل]

سارا

بازی زندگی حکم یادم داد....... وقتی تکی از شاه هم سرتری.[ناراحت]

سارا

این روزها جای خالی تو را باعروسکی پرمیکنم همانند توست مرا دوست ندارد اما هر چه هست دل شکستن بلد نیست !

sokutetanhai

vaghti boghz dario nemishkane, vaghti vojudet khosko tarak khordast, fagahat chand ghatre barun mitune arumet kone. chon yadet miare asemun ham b un bozorgi boghz mikon o deltang mishe...