/ 7 نظر / 9 بازدید
سارا

اخی طفلی ولی خیلی بهش میاد[نیشخند]

سارا

دختره تو فیسبوک نوشته :"درد زایمان خیلی زیاده" :| پسره کامنت گذاشته :"درکت می کنم" :| :| پیشرفت زیادی داشتن پسرا، دیگه کار از ور داشتن زیر ابرو گذشته... :-)) :-) [خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده]

سارا

ه روزی دست این کلاغه ک اخر قصه ها به خونش نرسید و میگیرم می برم در خونشون . مادرش که اومد دم در بهش میگم : بیا این توله سگت رو جم کن از خیابونا با این بچه داریت :))[نیشخند]

سارا

رفتم هِل سبز بخرم، فروشنده گفت چند بسته میخوای؟.. . . . . . . . . . . .گفتم: هله دان دان دان هله یدانه یدانه :| کصافط انداختم بیرون :-D [قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

سارا

اگه دختری بهتون گفت خوش بگذره!یعنی ایشالا بدون من بری زیر تریلی! [خنده]

ذکریا

شک نکن درست در لحظه آخر، در اوج توکل و در نهایت تاریکی نوری نمایان می شود معجزه ای رخ می دهد خدا از راه می رسد. ایام به کام [گل] جالب بودن[نیشخند]

ذکریا

در کتاب مستدرک الوسایل ، مجلد 92 باب صدو سی و چهار، چاپ سوم، مبحث " مدخل الرمضان" آمده است که : روری یکی از شاگردان علامه بحرالعلوم در باب آداب رمضانیه به سفارش حاج شیخ عبدالوهاب، خدمت استاد حاج میرزا ابوالجواد شرف حضور یافتند ، ایشان نبودند، برگشتند ایام به کام[نیشخند]